پایگاه تحلیلی فضای مجازی و آموزش سواد رسانه مبتنی بر مبانی امامین انقلاب

اهمیت و ارزش اطلاعات

  • ۱۵۱

اهمیت و ارزش اطلاعات

داده چیست؟ تلقی عموم مردم از داده‌ها (بالأخص داده‌های رایانه‌ای) شامل متن‌های طولانی از حروف و عدد بر روی مانیتورهای کامپیوتر است که با صفحه‌کلید و موشواره به کامپیوتر واردشده‌اند. برای آن‌ها که بازتر به موضوع نگاه می‌کنند، عکس، صوت و فیلم نیز می‌تواند از اشکال دیگر داده باشد. ولی واقعیت این است که در حال حاضر، داده در معنای کلی آن بسیار وسیع‌تر و پیچیده‌تر از این تلقی ساده است. ظهور شبکه‌های هوشمند در دهه اخیر باعث شده است که تلقی سنتی هم از داده و هم از دستگاه‌های ورودی داده دچار تغییر اساسی شود. درواقع در فضای مجازی امروز، داده‌ها شامل هر جزء کوچکی از دانسته‌هایی است که می‌تواند از راه‌های بسیار متنوعی به دست بیاید. انواع داده‌هایی که امروزه با آن سروکار داریم می‌تواند شامل این موارد باشد:

  • داده‌های وب: داده‌های رفتار سطح وب مشتریان مانند بازدید صفحات، جست‌وجوها، خواندن نقد و بررسی‌ها، خریدها و حتی میزان مکثی که در هر صفحه وب یا اجزای صفحه صورت می‌گیرد.
  • داده‌های متنی: مانند ایمیل‌ها، اخبار، محتواهای متنی وب، اسناد و دیگر موارد.
  • داده‌های چندرسانه‌ای: شامل تصویر و فیلم
  • داده‌های زمانی و مکانی: اطلاعات GPS، شبکه‌های تلفن‌های موبایل و اتصالات وای‌فای
  • داده‌های حسگرها و شبکه‌های هوشمند: این داده‌ها امروزه از خودروهای هوشمند، تلفن‌های هوشمند و دیگر وسایل ارتباطی، تأسیسات زیرساختی مانند خطوط انتقال نفت و توربین‌های بادی و دیگر حس‌گرهای استفاده‌شده در پروژه‌های اینترنت اشیا جمع‌آوری می‌گردد
  • داده‌های شبکه‌های اجتماعی: مجموعه تعاملات افراد در شبکه‌های اجتماعی، علاقه‌مندی‌ها، جستجوها، تأییدها و رد کردن‌ها، منتشر کردن نظرات دیگران یا دیگر اقداماتی که فرد در این شبکه‌ها انجام می‌دهد، منبع عظیمی از داده‌ها را تولید می‌کند.

بخشی از این داده‌ها آگاهانه و توسط کاربر بارگذاری می‌شود مانند ایمیلی که فرد بر روی سایت جیمیل بارگذاری می‌کند یا مطلبی که در شبکه‌های اجتماعی ارسال می‌کند و بخش دیگری از این اطلاعات بدون آگاهی کاربر جمع‌آوری و ارسال می‌گردد مانند مجموعه اطلاعاتی که حس‌گرهای موبایل جمع‌آوری می‌کنند یا داده‌های مربوط به اقدامات و تعاملات کاربر در محیط سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی که به‌طور مستمر رصد و جمع‌آوری می‌شود یا فراداده‌هایی که بدون اجازه و دخالت کاربر توسط دستگاه‌های مختلف ایجاد و همراه دیگر داده‌ها ارسال می‌گردد.


 نوع اطلاعات سرقت شده و بیگ دیتا

نکته دیگری که باید به آن توجه ویژه‌ای مبذول داشت عبارت است از آنکه چه نوع اطلاعاتی از مردم جامعه سرقت می‌شود و تجمیع این اطلاعات، چه امکاناتی را فراروی دشمنان کشور قرار می‌دهد. ازاین‌رو باید به نکاتی چند توجه شود:

1. سرقت اطلاعات بدون اجازه کاربر

همان‌گونه که سابقا در پایگاه بصیرت رسانه مرشدخان بیان شد، برخی اطلاعات با اجازه کاربر و با اراده او در اختیار خدمات دهندگان قرار می‌گیرد. اما برخی اطلاعات بدون اجازه کاربر جمع‌آوری می‌شود که بسیار خطرناک است. برخی از مهم‌ترین اطلاعاتی که بدون اجازه کاربر سرقت می‌شوند عبارت است از:

  • گرفتن عکس و فیلم با استفاده از دوربین جلویی و پشتی دستگاه ارتباطی (در هر لحظه ممکن است)
  • ضبط صدا ( در هرلحظه ممکن است)
  • رصد دائم محل تردد کاربر
  • کل اطلاعات ذخیره‌شده روی حافظه جانبی و حافظه دستگاه ارتباطی
  • فهرست مخاطبین
  • فهرست تماس و تاریخچه آن
  • پیامک‌های کاربر
  • سایر حساب‌های کاربری مانند ایمیل‌ها
2. فراداده، داده‌هایی پنهان در دل دیگر داده‌ها

اصطلاح فراداده یا متادیتا معمولاً به داده‌هایی اطلاق می‌شود که جزئیات خاصی را راجع به دیگر داده‌های تولیدشده شرح می‌دهد. این داده‌ها که به‌صورت خودکار تولید می‌شوند به‌طورمعمول توسط عموم کاربران قابل‌دیدن و ویرایش نیستند و تنها با کندوکاو بیشتر به چشم می‌آیند. به‌طور مثال، عکس تهیه‌شده توسط یک دوربین دیجیتال را در نظر بگیرید. دوربین دیجیتالی به همراه هر عکسی که ایجاد می‌کند، مجموعه‌ای از داده‌ها شامل: ابعاد عکس، عمق رنگ، رزولوشن، تاریخ ثبت تصویر، مدل دوربین، سرعت شاتر، اطلاعات توصیفی عکس (با کمک کلمات کلیدی) و... نیز تولید می‌نماید که این اطلاعات متنی در داخل فایل اصلی عکس ذخیره می‌شود. درواقع با انتقال هر عکس، مجموعه‌ای از داده‌های متنی که در داخل فایل عکس ذخیره شده و در حالت عادی قابل‌دیدن نیست هم منتقل می‌شود. حال اگر دوربین دیجیتال فوق به اطلاعات مکانی نظیر جی‌پی‌اس (سیستم موقعیت‌یاب جهانی) نیز دسترسی داشته باشد، (مانند دوربین‌های دیجیتال گوشی‌های هوشمند)، اطلاعات دقیق مربوط به مکان عکس گرفته شده نیز منتقل می‌شود.

فراداده‌ها تقریباً در تمام اسنادی که ما ایجاد می‌کنیم وجود دارند. مثلاً در فایل‌های متنی، اطلاعاتی از قبیل تعداد صفحات، نویسنده، تاریخ نگارش، خلاصه‌ای از محتوای سند و ... و در فایل‌های تصویری اطلاعاتی نظیر مدت‌زمان، بیت ریت، سال انتشار، سبک یا ژانر و … در قالب متادیتا ذخیره می‌شود.

فراداده‌های مستتر در اسناد به‌طورمعمول قابل‌حذف یا ویرایش نیستند و برای آن بخشی از آن‌ها که قابلیت حذف یا ویرایش دارند نیز باید از نرم‌افزارهای مخصوص استفاده کرد.

موتورهای جستجو و نرم‌افزارهای مدیریت داده معمولاً از این فراداده‌ها برای افزایش کارآمدی نتایج جستجوهای درخواستی استفاده می‌کنند. ولی برای شرکت‌های تبلیغاتی یا مؤسسات امنیتی کارکرد فراداده بسیار گسترده‌تر است.

3. اقیانوس داده‌ها؛ تنوع راه‌های جمع‌آوری داده

یک سایت پخش فیلم و کلیپ را در نظر بگیرید. کاربر در سایت جستجو می‌کند، کلیپ موردعلاقه خود را پیدا کرده و آن را پخش می‌کند. در ظاهر یک بده بستان ساده داده‌ای رخ داده است. کاربر نام یا بخشی از نام یا مشخصات ویدئوی مورد نظرش را در اختیار سایت قرار می‌دهد و سایت با جستجو، نزدیک نتیجه‌ای که ممکن است را نمایش می‌دهد. ولی آیا کاربر تنها همین اطلاعات را در اختیار سایت قرار داده است؟ ظاهراً کاربر اطلاعات دیگری را وارد نمی‌کند ولی در حقیقت مدیران سایت از مجموعه تعاملات کاربر با سایت داده‌های خیلی بیشتری می‌توانند به دست آوردند. داده‌هایی مانند: آیا کاربر از نتیجه جستجو راضی است؟(کلیپ را پخش کرده؟) به‌طور کامل پخش کرده یا پس از دیدن ابتدای کلیپ آن را قطع کرده است؟ کاربر برای بار چندم است این کلیپ را می‌بیند؟ کاربر چه موضوعی را بلافاصله بعدازاین ویدئو جستجو کرده است؟ آیا کاربر کلیپ را کامل دیده یا به‌صورت منقطع؟ آیا دنبال قسمت خاصی از کلیپ می‌گشته؟ آیا پس از دیدن کلیپ، بر روی نشر دهنده آن کلیک کرده تا کلیپ‌های دیگر آن نشر دهنده را ببیند؟ بازخورد ارادی (با ثبت لایک و نظر) او از کلیپ چیست؟ کاربر چه بازخوردی را می‌خواسته منتشر کند ولی بدون ارسال آن را حذف کرده است؟...

این داده‌ها، بخشی از داده‌هایی است که معمولاً با تعامل آگاهانه با کاربر جمع‌آوری می‌شود. حال فرض کنید دسترسی به وب کم[1] کاربر یا دسترسی به اطلاعات درون حافظه دستگاه کاربر و... برای سرپرست سایت فیلم فراهم باشد. در این صورت او می‌توان اطلاعات دیگری را جمع‌آوری کند که در آن تعامل فعال کاربر نقشی ندارد. به‌طور مثال عکس‌العمل‌های غیرارادی و زبان بدن کاربر در مواجه با کلیپ موردنظر می‌تواند از طریق وب کم جمع‌آوری شود. یا در صورت دسترسی به حافظه دستگاه، لیست فیلم‌ها و کلیپ‌هایی که در رایانه یا گوشی فرد موردنظر موجود است می‌تواند یک داده جدید باشد.

در هنگام استفاده از رایانه، اصولاً هر چیزی که شما فکرش را می‌کنید بالقوه یک داده است. و البته هر چیزی که شما فکرش را نمی‌کنید!

4. فضای ابری رایگان، لطف شرکت‌های اینترنتی یا پروژه سازمان‌های اطلاعاتی؟

فضای ابری، فضایی برای ذخیره‌سازی داده‌ها به‌صورت آنلاین است. این امر بدین معنی است که کاربران اطلاعات خود را به‌جای اینکه بر روی حافظه‌های داخل رایانه یا گوشی هوشمند خود ذخیره کنند، آن‌ها را بر روی اینترنت و درواقع بر روی سرورهایی که شرکت‌های اینترنتی به همین منظور ایجاد کرده‌اند بارگذاری می‌کنند. از مزایای ظاهری این سرویس‌ها این است که کاربر در هرجایی که اینترنت وجود داشته باشد به اطلاعات خود دسترسی دارد و اگر در اثر اتفاق یا حادثه‌ای رایانه شخصی یا ابزار ذخیره‌سازی‌اش دچار ایراد شود و داده‌های ذخیره‌شده‌اش از بین برود، داده‌ها در فضای ابری و در سرورهای شرکت خدمات دهنده حفظ می‌شود. این دو مشخصه باعث شده است تا بسیاری از مردم در دنیا از فضای ابری برای ذخیره‌سازی اطلاعات ارزشمند خود استفاده کنند. به‌طور مثال بسیاری از مردم از فضای ابری برای ذخیره‌سازی عکس‌های خانوادگی شخصی یا اطلاعت کاری، نوشته‌ها، تحقیقات و پژوهش‌هایی که برایشان اهمیت زیادی دارد استفاده می‌کنند.

شرکت‌های زیادی در اینترنت خدمات فضای ابری ارائه می‌دهند که ازجمله مهم‌ترین آن‌ها گوگل (با سرویس گوگل درایو)، مایکروسافت (با سرویس وان درایو)، اپل (با سرویس آی کلود)، دروپ باکس و... است. نکته جالب‌توجه در این مسئله این است که بسیاری از این سرویس‌ها به‌صورت رایگان یا با هزینه‌های بسیار کم در اختیار کاربران قرار می‌گیرد. یعنی کمپانی مانند گوگل به‌طور پیش‌فرض فضایی معادل 15 گیگابایت فضای ابری رایگان را در اختیار کاربران قرار می‌دهد و با هزینه بسیار اندک ماهی 2 دلار این میزان فضا را به 100 گیگابایت افزایش می‌دهد. البته هیچ ارزانی بی‌حکمت نیست! درآمدی که گوگل می‌تواند از تحلیل و فروش داده‌های ذخیره‌شده ببرد بسیار بیشتر از هزینه‌های این سرویس می‌تواند باشد و سازمان‌های اطلاعاتی به‌عنوان مشتری اصلی این داده‌ها، مشتریان خوش‌حسابی هستند.


 تبیین چیستی داده‌کاوی[2] اطلاعات و نتایج حاصل از آن

با توجه به مطالبی که تاکنون عنوان شد، لازم است با مفهوم داده‌کاوی و نتایج حاصل از آن نیز آشنا شویم. فهم این نکته، موجب درک اهمیت پرداختن به آسیب‌های آینده‌پژوهانه می‌شود.

1. مفهوم داده‌کاوی

داده‌کاوی به معنی استخراج اطلاعات معتبر، قابل‌اتکا و سودمند از میان دریای داده‌های جمع‌آوری‌شده از منابع مختلف است. این کار به‌طورمعمول با استفاده از روش‌های گوناگون تجزیه‌وتحلیل و آنالیز داده صورت می‌گیرد. در عصر حاضر شرکت‌ها و مؤسسات خصوصی و دولتی با انبوهی از داده‌های در ظاهر نامربوط و غیرقابل استفاده مواجه‌اند که به شیوه‌های مختلفی جمع‌آوری‌شده است. به مثال سایت پخش کلیپ برگردیم. فرض کنید مدیر سایت پخش کلیپ، با دست باز و دسترسی کامل بتواند داده‌های تعاملی و غیرتعاملی کاربران را به روش‌های مختلف جمع کند او سپس با تجزیه‌وتحلیل این اطلاعات می‌تواند تا میزان زیادی به سلیقه، علایق و روحیات کاربران پی ببرد و سایت را طوری تنظیم کند تا دفعه بعد پس از ورود کاربر، کلیپ‌هایی نمایش داده شود که مطابق سلیقه و علاقه اوست. امروزه این کار به‌صورت روتین و گسترده در سایت‌های پخش فیلم و کلیپ، شبکه‌های اجتماعی و سایت‌های خرید آنلاین صورت می‌گیرد. اصولاً اکثر پیشنهادهایی که در این سایت‌ها به کاربر صورت می‌گیرد، محصول تجزیه تحلیل داده‌های تعاملی آن فرد یا مجموعه‌ای از کاربران شبیه به او است (البته این مورد صرفاً در مسائل غیر ایدئولوژیک صحت دارد. در فصل آتی، توضیحات مبسوط‌تری ارائه خواهد شد).

از طرف دیگر جمع‌آوری داده‌ها از کاربران به هر نحو ممکن و آنالیز آن‌ها، فقط به‌قصد استفاده در سایت موردنظر و بهینه‌سازی جستجو و دسترسی نیست. بلکه بسیاری از این اطلاعات به‌آسانی در اختیار شرکت‌ها و کمپانی‌های دیگر قرار می‌گیرد و اصولاً هر کس پول خوبی بدهد می‌تواند داده‌های موردنیاز خود را خریداری کند. افشای رسوایی‌های متعدد شرکت‌های مختلف ارائه‌دهنده خدمات اینترنتی نظیر [3]AT&T، گوگل و Facebook در فروش اطلاعات کاربران خود به شرکت‌های دیگر و آژانس‌های اطلاعاتی، مؤید این نکته است که رصد، جمع‌آوری، ذخیره و فروش اطلاعات و تعاملات کاربران در اینترنت امری روتین بوده است و یک استثنا یا مورد خاص نیست

2. از پیشنهاد فیلم تا تحلیل افکار دشمن

داده‌کاوی در طیف گسترده‌ای از فعالیت‌های تجاری و غیرتجاری صورت می‌گیرد. از شناسایی الگوی خرید مشتریان در سایت‌های خرید آنلاین گرفته تا تحلیل علایق افراد در شبکه‌های اجتماعی. ولی گسترده‌ترین کاربرد داده‌کاوی در سازمان‌های اطلاعاتی صورت می‌گیرد جایی که داده‌کاوی بر روی داده‌های بزرگ (اَبَرداده‌ها) انجام می‌گیرد که به‌طور گسترده از کشورهای هدف و از تمام منافذ و منابع اطلاعاتی ممکن جمع‌آوری‌شده است.

یکی از اقداماتی که سازمان‌های اطلاعاتی (علی‌الخصوص NSA آمریکا) با کمک فضای مجازی و ابزارهای مرتبط با آن - ازجمله تلفن همراه، رایانه‌ها و دستگاه‌های جانبی - انجام می‌دهند، تهیه یک پرونده الکترونیک برای هر یک از افراد دنیا با جمع‌آوری کوچک‌ترین جزئیات از زندگی هر فرد شامل خصوصیات ظاهری و فیزیولوژیک (حتی اسکن عنبیه توسط دوربین و اسکن اثرانگشت توسط حسگر اثرانگشت) و علایق و خصوصیات روانی (با توجه به مجموعه تعاملات و انتخاب‌های فرد در فضای مجازی) و عقاید و اندیشه‌ها (با توجه به اظهارنظرها و خودسانسوری‌های فرد در انجمن‌های مجازی و شبکه‌های اجتماعی) است. جمع‌آوری داده‌ها به حدی گسترده است که شبکه‌های اجتماعی حتی نظرات نوشته‌شده ولی منتشرنشده‌ای که فرد قبل از ارسال از انتشار آن منصرف می‌شود و حذف می‌کند را نیز در پایگاه‌های داده خود ذخیره می‌کنند تا میزان خودسانسوری افراد را از طریق آن مورد سنجش قرار دهند.[4] مجموعه این اطلاعات، به سازمان‌های اطلاعاتی کمک می‌کند تا با تحلیل روحیات، علایق، انگیزه‌ها و نقاط قوت و ضعف فرد مورد هدف، ابزارهای مؤثر برای تأثیرگذاری بر آن فرد را پیدا کرده و مورداستفاده قرار دهند.

اطلاعات به‌دست‌آمده از داده‌کاوی ابرداده‌های به‌دست‌آمده از تک افراد هر جامعه درمجموع منجر به تحلیل اجتماعی دقیقی از فرهنگ و وضعیت روانی جامعه موردبررسی نیز می‌شود که می‌توان از آن‌ها برای اثرگذاری بر جامعه هدف استفاده کرد. تجربه موج‌آفرینی‌های صورت گرفته در فضای مجازی ایران در 10 سال اخیر نشان داده که هرقدر دسترسی سرویس‌های اطلاعاتی به داده‌های تعاملی مردم ایران بیشتر شده است، امکان طراحی شکاف‌های قومیتی، مذهبی، طبقاتی و عقیدتی مؤثرتری برای آنان فراهم گشته است که نقطه اوج این طراحی‌ها در حوادث سال 96 نمایان گردیده است.

 



[1] دوربین جلوی رایانه، لپ‌تاپ و گوشی

[2]. Data mining

[3]. https://news.asis.io/content/نقض-حریم-خصوصی-نظارت-گسترده-بر-روی-داده‌های-تلفن-همراه-توسط-شرکت-att?page=0%2C0%2C0%2C0%2C3

گوشی‌ها اطلاعات شما را منتقل می‌کنند حتی اگر خاموش باشند!

  • ۶۳

بنا به گزارش روزنامه واشنگتن پست، اپلیکیشن‌هایی که برروی برخی گوشی‌های موبایل، نصب هستند، اطلاعات شخصی و خصوصی کاربران را حتی در مواقعی که گوشی آنها خاموش است، منتقل می‌کنند.

واشنگتن پست می‌نویسد:

«ساعت ۳ صبح است. آیا می‌دانید در حالی که شما هفت پادشاه را در خواب می‌بینید، گوشی‌تان در حال انجام چه کاری است؟ ارسال اطلاعات به ده‌ها شرکت و موسسه که حتی نامشان را هم نشنیده‌اید.در واقع این تنها صفحه نمایش گوشی است که خاموش است، در ورای این خاموشی ردیابی مثل «آمپلیتود» شماره تلفن، ایمیل و مکان دقیق‌تان را دریافت می‌کند. یک ردیاب دیگر مثل «اپ‌بوی» اثر انگشت دیجیتال‌تان را می‌گیرد. ردیاب‌های دیگری مثل «یلپ» هر پنج دقیقه از آدرس آی‌پی شما مطلع می‌شود و…»

بنا به همین گزارش، شرکت «دیسکانکت» که در زمینه امنیت اطلاعات فعال است، در یک هفته ۵۴۰۰ ردیاب داخلی را که وظیفه انتقال اطلاعات از یک دستگاه موبایل را بر عهده داشته‌اند ثبت کرده است. این ردیاب‌های رصدگر، ماهانه حداقل ۱/۵ گیگابایت اطلاعات را به بیرون منتقل کرده‌اند! فرآیندهای انتقال داده همزمان باطری گوشی‌ها را مصرف می‌کنند و باعث کندی کار با صفحات اینترنتی می‌شوند.

و اینگونه است که شما همواره تحت کنترل سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه هستید و خصوصی‌ترین اطلاعات شخصی‌تان در اختیار آنهاست که در هر زمانی اراده کنند، مورد استفاده قرار دهند. مثلاً زمانی که به یکی از کشورهای خارجی مسافرت کرده و یا می‌خواهید از یکی از این کشورها ویزای ورود دریافت کنید آیا می‌دانید در چنین موقعیت‌هایی چه سوءاستفاده‌هایی از اطلاعات سرقت شده از گوشی هایتان به عمل می‌آید؟ شاید برایتان تعجب‌انگیز باشد که با دستاویز قرار دادن همین اطلاعات شاید به نظر شما بی‌اهمیت گوشی موبایلتان، برخی از کاربران وادار به جاسوسی از کشور خود شده‌اند! و به برخی هم به امور خیانت بار دیگر واداشته شده‌اند.

اما چرا این فعالیت‌ها در شب‌هنگام انجام می‌شوند؟ گفته می‌شود، دزدان اطلاعات گوشی شما، ترجیح می‌دهند داده‌ها مربوط به زمانی باشند که کاربر، اطلاعات روزانه خود را جمع‌آوری کرده باشد.

پاتریک جکسون، یک تحلیلگر سابق آژانس امنیت ملی آمریکا که اکنون در شرکت «دیسکانکت» کار می‌کند می‌گوید: «این اطلاعات شما است. چرا باید از تلفن همراه شما بیرون برود؟ چرا باید توسط کسانی که نمی‌دانید قرار است چه کار با این اطلاعات بکنند جمع‌آوری شوند؟»

رفتار خصمانه فیسبوک و اینستاگرام با کاربران ایرانی

  • ۵۰

فیس بوک طی اقدامی خصمانه و تبعیض آمیز صدها حساب کاربری متعلق به رسانه‌های ایرانی داخل کشورو مردم  را در شبکه اجتماعی خود مسدود کرده است.

فیس‌بوک علت تعطیلی حساب‌های کاربری یادشده را انتشار پیام‌هایی در حمایت از جمهوری اسلامی دانسته است. بسیاری از حساب‌های تعطیل شده از سال ۲۰۱۱ بدین سو در فیس‌بوک مشغول فعالیت بوده‌اند.

بر اساس گزارش ماهانه فیس‌بوک در مورد حساب‌های تعلیق شده در این شبکه اجتماعی، حساب‌های وابسته به رسانه‌های داخل ایران به علت «رفتار هماهنگ غیرقانونی» بسته شده‌اند. ظاهراً از نظر فیس‌بوک انتشار مطالبی در حمایت از نظام جمهوری اسلامی توسط رسانه‌های داخل کشور در این شبکه اجتماعی اقدامی غیرقانونی محسوب می‌شود، اما استفاده رسانه‌های فارسی زبان مورد حمایت سازمان سیا، وزارت خارجه انگلیس و ولیعهد خونریز سعودی از فیس‌بوک برای دروغ پراکنی بر علیه ایران و دلسرد کردن مردم به هیچ عنوان غیرقانونی نیست.

فیس‌بوک در گزارش خود از تعطیلی ۸ شبکه از حساب‌های موجود در این سایت خبر داده که یکی از آنها را به صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران منتسب کرده است.

بر اساس برخی اسکرین شات های منتشر شده توسط فیس‌بوک، برخی از موارد انتشار اطلاعات نادرست توسط رسانه‌های ایرانی در این شبکه اجتماعی انتقاد از مداخله عربستان سعودی در خاورمیانه، حمایت از جنبش تسخیر وال استریت، انتقاد از سیاست‌های دولت آمریکا بوده است. بنابراین از نظر مدیران فیس‌بوک، نقد عملکرد عربستان سعودی و جنایت‌های آن در یمن، عراق، سوریه و غیره، انتقاد از عملکرد سیاست‌های نظام سرمایه داری در آمریکا و زیر سوال بردن عملکرد کاخ سفید و دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا به معنای انتشار اطلاعات نادرست است!

همچنین انتشار پست‌هایی در فیس‌بوک در حمایت از آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران، از سوی این شبکه اجتماعی مصداق انتشار اطلاعات نادرست دانسته شده است!

ناتانیل گلیشر رئیس واحد سیاست گذاری فیس‌بوک در حوزه امنیت سایبری مدعی شده که «شبکه صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، ارتباطات قابل توجهی با یک کمپین پخش اطلاعات غلط وابسته به ایران که قبلاً شناسایی شده بود، داشته است. اما بسیار زود است که بگوییم آیا خود صدا و سیما مسئول مستقیم فعالیت‌های این کمپین بوده است یا خیر.» وی برای اثبات ادعاهای خود حاضر به ارائه هیچ گونه شواهد و مدارک قابل قبول و باورپذیری نشده است.

در دو سال اخیر، فیس‌بوک و اینستاگرام که توسط فیس‌بوک اداره می‌شود و نیز شبکه اجتماعی توئیتر و یوتیوب وابسته به گوگل، بارها به بهانه‌های مشابه حساب‌های شبکه‌ها و رسانه‌های ایرانی و به خصوص شبکه‌های برون مرزی صدا و سیمای جمهوری اسلامی مانند العالم، پرس تی وی، هیسپان تی وی و غیره را مسدود کرده‌اند.

سرقت هدفمند اطلاعات ایرانی ها و درآمدزایی با محرمانه ها توسط تلگرام

  • ۶۲

فروش حجم عظیمی از اطلاعات کاربران در فضای مجازی منبع اصلی درآمد شبکه‌های اجتماعی همچون تلگرام است که این اقدام علاوه بر نقض حریم شخصی افراد، تهدیدی برای امنیت ملی محسوب می شود. 

به دلیل اتصال سنسورها و دستگاهها به اینترنت، تصویری کاملا مشابه دنیای واقعی در فضای مجازی نیز در حال تکمیل است که اجزای بسیار کوچک این ساختار در حال تکامل، «داده» نام دارد. این داده ها همانند قطعات یک پازل می‌توانند در کنار یکدیگر قرار گرفته و تصاویر و اطلاعاتی را در اختیار قرار دهند که تصمیم‌گیران عرصه سیاست و تجارت را متقاضی دراختیار داشتن این اطلاعات کرده است.

در این راستا روزانه حجم عظیمی از داده های تولیدی توسط شرکتهای ارائه دهنده شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان، مدیریت و تحلیل می شود و نتایج حاصل از تحلیل روی این داده های کلان (بیگ دیتا)، متقاضی بسیاری داشته و از بنگاههای تجاری (که برای بهره مندی در تبلیغات هوشمند به این اطلاعات نیاز دارند) تا سازمانهای امنیتی و حاکمیتی (برای رصد وضعیت ملتها در نقاط مختلف دنیا)، متقاضی این داده ها هستند. حتی در این بین شرکتهای تحلیلی بسیاری، کلان‌داده‌ها را منبع اصلی درآمد خود قرار داده و با ارائه گزارشهای هدفمند، حتی می‌توانند نتیجه انتخابات مختلف را تغییر دهند.

از این رو مسئله صیانت از داده‌های کاربران به خصوص با فراگیری پلتفرمهای دریافت داده آنها (از شرکتهایی مانند آمازون گرفته تا شبکه‌های اجتماعی و پیام رسان و نیز پلتفرم‌های ارائه دهنده خدمات اینترنت اشیاء) در بسیاری از کشورهای دنیا مورد توجه ویژه قرار گرفته و سیاستها، قوانین و مقررات بسیاری نیز در این خصوص وضع شده است.

آمارها نشان می‌دهد که شرکتهای ارائه دهنده پلتفرم محتوایی از جمله پیام‌رسان، چندین پتابایت داده و اطلاعات را در اختیار دارند که این داده ها از تراکنشهای آنلاین، ویدئوها، صوتها و کلیک کردنها و ارسال، سنسورها و تلفنهای همراه ، درخواستهای جستجو، یادداشتها، تعاملات شبکه‌های اجتماعی، داده‌های علمی و برنامه‌های کاربردی آنها تولید می شوند.

به همین دلیل گفته می شود که رفتار یک کاربر در شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان، اطلاعات زیادی را درباره او به دست می‌دهد و استفاده از داده‌های شبکه‌های اجتماعی برای تدوین استراتژی بازاریابی، یکی از ویژگیهای این شبکه‌ها است که در ازای خدمات رایگان به کاربران، از اطلاعات آنان برای بازاریابی استفاده می‌کنند.

رشد درآمدهای حاصل از بیگ دیتا در دنیا

تحلیلهایی که روی داده‌ها و با روشهای بسیار پیشرفته ای انجام می‌گیرد، نتایجی را در پی خواهد داشت که می‌تواند برای مقاصد اقتصادی، اجتماعی، مدیریت افکار عمومی، سیاسی، امنیتی و نظامی مورد استفاده قرار گیرد. به نحوی که برمبنای پیش بینی موسسه استاتیسا، درآمد حاصل از کلان‌داده و تحلیلهای تجاری از آن تا سال ۲۰۲۰ به ۲۱۰ میلیارد دلار در جهان خواهد رسید.

شرکتهای ارائه دهنده این خدمات به منبع عظیمی از درآمد دست پیداکرده اند و به همین دلیل درآمدهای حاصل از کلان‌داده در دنیا در حال گسترش است.

نارضایتی کاربران از تحلیل داده های شخصی توسط کمپانی های بزرگ دنیا

نکته مهم بعدی که باید مورد توجه قرار گیرد این است که تحلیلی که پیام‌رسانها و شرکتهای بزرگ اینترنتی روی داده‌ها انجام می‌دهند، عمدتا بدون اطلاع یا رضایت کاربران انجام می‌شود.

در سالهای اخیر اخبار متعددی از دزدی و سوءاستفاده از اطلاعات کاربران شرکتهای بزرگ اینترنتی از جمله EBAY و یاهو توسط هکرها منتشر شد که در این موارد اطلاعات میلیونها کاربر به واسطه وجود ضعفهای امنیتی در پلتفرم این شرکتها افشاء شد.

رویکرد شرکتهای اینترنتی و پیام رسانها در بهره‌برداری از داده های کلان بدون کسب اجازه و رضایت مردم و خارج از سیاستهای یک کشور، علاوه بر نقض آشکار حریم خصوصی افراد زمانی بیش از پیش اهمیت پیدا خواهد کرد که این شرکتها عملا در حوزه های اقتصادی و سیاسی مستقل شده و خود را فراتر از سیاستهای دولتها و قوانین حاکم بر آنها دانسته و خود را متعلق و ملزم به رعایت قوانین هیچ کشوری نمی دانند.

داده های کاربران ایرانی در تلگرام محافظت نمی شود

این موضوع برای کشور ایران نیز مصداق مشخصی دارد. چند سالی است که پیام‌رسانها و شبکه‌های اجتماعی بسیاری در حال فعالیت در ایران هستند و تعداد کاربران قابل توجهی را نیز به خود جذب کرده‌اند. در این میان پیام رسان تلگرام توانسته بود در سال های اخیر کاربران بسیاری را در ایران به دست آورد، کاربرانی که محتوای فراوانی را بر بستر این پیام رسان تولید و نشر داده و داده های فراوانی را در اختیار تلگرام قرار دادند.

اما آنچه در این میان می‌تواند مورد سوال قرار بگیرد، این است که آیا تلگرام سازوکار مشخصی را برای حفاظت از اطلاعات شخصی انبوه کاربران خود اتخاذ کرده و اینکه آیا این سازوکار توسط مراجع امنیتی معتبر مورد تائید قرار گرفته‌ است؟ مخاطره نشت و سوءاستفاده از اطلاعات کاربران در این فضا چقدر است؟ افشای شماره تماس و اطلاعات شخصی میلیونها کاربر ایرانی چه عواقبی می‌تواند در برداشته باشد؟ به اذعان تلگرام، الگوریتم رمزگذاری پیامها در این شبکه استاندارد نبوده و الگوریتم های امنیتی تلگرام توسط هیچ نهاد معتبری صحت سنجی و مورد تائید قرار نگرفته است.

اما مهمتر از ملاحظات امنیتی و حفظ داده‌های کاربران در مقابل حملات هکری، کلان‌داده های کاربران ایرانی است که در اختیار تلگرام قرار داشته است. تلگرام به عنوان یک پیام‌رسان غالب که چند سالی است در کشور فعالیت داشته و توانست بیش از ۴۰ میلیون کاربر ایرانی را جذب کند، تبدیل به محل ذخیره کلان‌داده های این تعداد کاربر شده است. این پیام رسان به این داده ها دسترسی داشته و می‌تواند برای مقاصد تجاری (وغیرتجاری) خود از آنها استفاده کند. حال آنچه اهمیت فراوانی دارد این است که چه کسی باید و می‌تواند از این داده‌ها استفاده کند؟ و در نهایت این سوال مطرح می شود که واقعاً چه مراکزی داده‌های ایرانیان را مورد بهره‌برداری قرار می دهند؟

عدم پایبندی تلگرام در قبال حفاظت از داده های کاربران

از این رو مرکز ملی فضای مجازی در گزارشی با عنوان الگوی مصرف پیام رسانهای اجتماعی موضوع بهره‌برداری از کلان‌داده‌های کاربران ایرانی توسط تلگرام را با هدف بررسی میزان تعهد این پیام رسان به حفاظت از داده‌های کاربران به چالش کشیده است.

برمبنای این گزارش طبق آخرین آمار ایرانیان حدود ۶۰ درصد کاربران تلگرام را تشکیل می‌ دادند و نیز جابجایی روزانه حدود ۱۵ میلیارد پیام در این پیام‌رسان، نشان می داد که سهم محتوای فارسی قابل توجهی در تلگرام ذخیره شده بود که این حجم عظیم داده برای سازمانها و مؤسسات تحلیل و پردازش محتوا بسیار قابل توجه بود.

با وجودی که حجم انبوهی از داده‌های کاربران ایرانی در تلگرام قرار داشت و این بستر به آرشیو اسناد افراد و خانواده‌ها تبدیل شده بود اما برخلاف رویه های مرسوم بین المللی این پیام رسان هیچگونه تعهدی در هیچ سطحی به کاربران خود یا مقامات مسئول در جمهوری اسلامی ایران نسپرده بود.

چه اطلاعاتی از کاربران ایرانی برای تلگرام اهمیت داشت

برمبنای بررسی های صورت گرفته از سوی مرکز ملی فضای مجازی، تحلیل کلان داده کاربران ایرانی توسط تلگرام در ابعاد ملی می‌توانست اطلاعات گسترده‌ای را در خصوص آسیب‌پذیریهای کشور در اختیار مراجع بیگانه و دولتهای متخاصم قرار دهد. به عنوان تحلیل سوابق فعالیت ۴۰ میلیون کاربر تلگرام از جمله سبک زندگی ایرانیان از لحاظ ساعت خواب و بیداری، اوقات فراغت، برنامه غذایی، ارتباطات خانوادگی و دوستان، رسمی و غیررسمی، مکانهای محبوب و پررفت و آمد از این طریق به راحتی قابل استخراج است.

۱. بخشی از این داده‌ها مربوط به زندگی شخصی کاربران است؛ دوستان و نزدیکان و اعضای خانواده افراد از طریق متن و محتوای پیام می توانند قابل شناسایی باشند. بسیاری از افراد گروههای خانوادگی داشتند که این گروهها می توانستند اطلاعات بسیاری اعم از مشخصات افراد، برنامه‌های خانواده‌ها و دغدغه‌ها و علایقشان را در اختیار قرار دهند. به این دلیل که افراد در گروه های خانوادگی و خویشاوندی به دلیل اعتمادی که به افراد حاضر در گروه دارند، اطلاعات بیشتر و خصوصی تری در رابطه با خود منتشر می کنند که در شبکه های اجتماعی عمومی این اتفاق به میزان بسیار کمتری رخ می دهد.

همین اطلاعات خصوصی بسیاری از ویژگی های شخصیتی، نقاط ضعف، نیازها و دغدغه ها و علاقمندی افراد را تعیین می‌کند. به علاوه بسیاری از روابط خانوادگی می تواند مورد توجه قرار گرفته و شناسایی شود. اطلاعاتی از قبیل محل سکونت و تحصیل فرزندان که می‌تواند دست کم توسط گروههای تروریستی بهره‌برداری شود که همه این داده ها از طریق اطلاعات موجود در تلگرام قابل برداشت خواهد بود.

۲. گروههای همکاران نیز می تواند از دیگر منابع دریافت اطلاعات باشد. گفتگوهای کاری و برنامه‌ریزیهای افراد غالبا در این گروهها انجام می‌شد که در برخی موارد می‌توانست اطلاعاتی از سیستمهای ادارای کشور را در اختیار پیام رسان تلگرام قرار دهد. اطلاعاتی اعم از مسئولیت های افراد در ادارات، نقاط قوت و ضعف سازمان ها، برنامه ریزی های نادرست و درست توسعه ای و برنامه ها برای مقابله با تحریم و هزاران داده و اطلاعات به ظاهر کم ارزش و پرارزش دیگر.

۳. بعلاوه بسیاری از کاربران تلگرام در ایران عضو حداقل چند کانال بودند که موضوع کانال ها و تعداد بازدیدهایی که کاربران از هریک انجام می دادند، یکی از داده هایی است که می توانست علایق افراد را مشخص کند. علایق تحصیلی-شغلی، گرایش های مذهبی و سیاسی و حتی طبقه اقتصادی افراد از جمله اطلاعاتی است که از طریق این داده‌ها قابل شناسایی خواهد بود. 

۴. چت ها و گفتگوهای خصوصی نیز منابع مهمی برای داده‌کاوی محسوب می شوند؛ نوع کلمات و واژگان به کار گرفته شده با افراد مختلف، مدت زمان گفتگو، محتواهای رد و بدل شده، علایق مختلف نسبت به رنگها، غذاها، مکانهای دیدنی و صدها فراداده دیگر (مانند ویژگی های شخصیتی، میزان استیصال، نشاط، افسردگی و...) می تواند با تحلیل هایی که روی این داده‌ها انجام می‌شود، به دست آید.

در مقیاسی کلان‌تر، الگوی رفتاری ایرانیان در مواجهه با پدیده‌ها و رویدادهای مختلف، ذائقه آنها در خصوص انواع محتوا از جمله فیلم، سریال، خبر، تصویر و آستانه حساسیت و نوع واکنش آنها نسبت به رویدادهای داخلی و جهانی، گروههای مرجع واقعی، سلبریتی ها و افراد تاثیرگذار، کلمات کلیدی پراستفاده و بسیاری موارد دیگر که افراد ممکن است استفاده کنند نیز طی این تحلیلها قابل تعیین است.

کاملترین اطلاعات ایرانیان در طول تاریخ در اختیار تلگرام

بدون شک در طول تاریخ تلگرام توانسته است که جامعترین و کاملترین داده ها برای ترسیم پروفایل رفتاری، اجتماعی و فیزیولوژیکی ایرانیان به دست آورد که تحلیل این داده‌ها می‌تواند مهمترین آسیب‌پذیریهای فیزیکی، اجتماعی، رفتاری، نگرشی و فردی ایرانیان را برای دولتهای متخاصم آشکار ساخته و مبنایی برای سوءاستفاده آنها از این آسیب‌پذیریها باشد.

براین اساس هرچه میزان حضور ایرانیان در تلگرام گسترش و ادامه یابد، این حجم از داده‌های جمع آوری شده افزایش خواهد یافت و ترسیم پروفایل شخصی، تحلیل شخصیت و ذهن افراد دارای خطای کمتری خواهد بود، که این نتایج می تواند به راحتی در اختیار سرویس های خاص دولتی کشورهایی چون آمریکا و رژیم اسرائیل قرار گیرد.

در نتیجه اینکه گاه بیان می شود داده‌های یک کاربر عادی اهمیت خاصی ندارد و بر همین اساس افراد نسبت به دراختیار قرار گرفتن داده‌هایشان حساسیت خاصی ندارند، به طور آشکار اشتباه است. چراکه آنچه در کلان‌داده مهم است تجمیع و در کنار هم قرار گرفتن همین داده‌های بی‌اهمیت است، نه محتوای تک تک پیامها و یا داده‌های شخصی یک فرد؛ بنابراین در عین حالی که داده یک کاربر می‌تواند اهمیت چندانی نداشته باشد، اما هنگامی که در کنار میلیونها کاربر درگیر قرار گیرد، معنادار بوده و می‌تواند اطلاعات مهمی را در اختیار تحلیل‌گران قرار دهد.

نکته مهم این است که تلگرام از سپردن هرگونه تعهدی در خصوص حقوق کاربران ایرانی خودداری می کند و مشخص نیست که این داده های کلان (بیگ دیتا) مورد چه پردازشهایی قرار می‌گیرد؟

منبع درآمد تلگرام

تلگرام ظاهرا به فعالیت اقتصادی نمی‌پردازد و منبع درآمدی حتی از طریق پذیرش آگهی نیز ندارد .لذا این ابهام وجود دارد که تأمین مالی تلگرام به چه نحوی انجام می‌پذیرد و چرا این شبکه پیام رسان چنین امکاناتی را برای کاربران ایرانی به رایگان ارائه می‌کند. از سوی دیگر آیا می‌توان مطمئن بود که داده‌های کاربران ایرانی در اختیار دولتهای متخاصم بیگانه قرار نمی‌گیرد؟ با توجه به اینکه تلگرام از هیچ یک از ابزارهای متداول مانند تبلیغات یا حق عضویت برای درآمدزایی استفاده نمی کند، قطعا می توان گفت که منبع اصلی درآمد آن فروش اطلاعات کاربران خصوصاً کاربران ایرانی است.

قوانین اروپا و آسیا برای استفاده از داده های کاربران

امروزه بحث مهندسی افکار عمومی توسط شرکتهای چند ملیتی با تسلط بر داده انبوه ملتها دغدغه نخست بسیاری از کشورها شده است. به نحوی که تحلیلگران پیروزی دونالد ترامپ را در انتخابات ریاست جمهوری امریکا، محصول غفلت از گوگل، فیسبوک و توئیتر می‌دانند.

براین اساس پس از آنکه اتحادیه اروپا و انگلیس و کشورهای آسیای شرقی نگارش قوانین ضدرمزنگاری و استفاده از داده‌های کاربران در حوزه ارتباطات را با کلید واژه موضوع نقض حریم خصوصی کاربران آغاز کردند، چند روزی است که قانون کلی حفاظت از اطلاعات کاربران (GDPR) در اتحادیه اروپا به اجرا درآمده و قرار است لایحه ای با همین مضمون نیز به زودی به تصویب دولت و مجلس ایران برسد.

قانون کلی حفاظت از اطلاعات (GDPR)  بخشی از قوانین اتحادیه اروپا درباره حمایت از حریم شخصی تمام افراد ساکن در این اتحادیه است که شامل صادرات اطلاعات شخصی به خارج از اتحادیه اروپا و حوزه اقتصادی اروپا می شود. در این زمینه محمدجواد آذری جهرمی وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات کشورمان با بیان اینکه لایحه حفاظت از اطلاعات در ایران به تصویب می رسد، خواستار مذاکرات سازنده با اتحادیه اروپا درباره کمک های متقابل قانونی و فنی در این زمینه شده است.

راهکاری در قبال بی تعهدی تلگرام به حقوق کاربران ایرانی

صیانت از داده های شخصی یکی از حقوق اولیه کاربران فضای مجازی محسوب می شود و به همین دلیل است که کشورهای پیشرفته برای الزام بسترهای ارتباطی و سرویس دهنده ها به حفاظت از حریم خصوصی کاربران قوانین جدیدی را وضع کرده اند. این درحالی است که شبکه تلگرام بدون هیچگونه تعهدی برای حفاظت از اطلاعات و داده های کاربران ایرانی، در کشور فعالیت داشته و به نظر می رسد در قبال این بی تعهدی به حقوق کاربران باید راهکاری اندیشیده می شد.

معاون مرکز ملی فضای مجازی چندی پیش درباره آماره استفاده از تلگرام پس از متوقف شدن فعالیت آن در ایران گفت: تعداد بازدیدهای تلگرام تا ۲۸ اردیبهشت از حدود ۲.۵ میلیارد به کمتر از یک میلیارد و تعداد کانال های فعال در این پیام رسان از ۵۳۰ هزار به ۲۷۷ هزار کانال رسید.

عباس آسوشه با بیان اینکه انحصار تلگرام در کشور براساس اعداد و ارقام شکسته شده است، گفت: پیام رسان های داخلی به همت متخصصان جوان داخلی در مدت دو ماه به حدود ۱۰ میلیون کاربر فعال دست یافتند که این کار بسیار شگرفی است، در حالی که تلگرام در دو سال اول به همین تعداد کاربر فعال رسیده بود.

 

حجت الاسلام کهوند : بینش واقع‌بینانه مسئولین به حقایق رسانه‌ها از فعالیت ناسالم جلوگیری می‌کند/ ترویج سواد رسانه، نقض غرض حاکمان رسانه است

  • ۶۹

امروز نیازمند "بصیرت رسانه ای" هستیم نه "سواد رسانه ای"، زیرا رفتار کسانی که در کشور‌های دارای سواد رسانه‌ای هستند با کشور‌هایی که سواد رسانه‌ای را آموزش نداده‌اند، تفاوتی نمی‌کند.

حجت‌الاسلام محمد کهوند نامی آشنا برای فعالان فضای مجازی است. نام ایشان را شاید بیشتر با عنوان نویسنده کتاب "شبکه عنکبوتی" شناخته‌شده باشد، کتابی که شاید بتوان گفت از اولین کتاب‌های منتشرشده در حوزه فضای مجازی است که همراه با راهکارهای عملی برای بیان آسیب‌های آن ذکرشده است. یکی دیگر از اقدامات قابل‌تقدیر حجت‌الاسلام محمد کهوند تولید و انتشار مقاله " ده اصل زنجیره رسانه‌ای در خانواده دینی" است که مورد استقبال مدرسین و پژوهشگران قرار گرفت، رویکرد علمی و ریشه‌ای ایشان به موضوع سواد رسانه‌ای، همراه با نگاه تربیتی و بومی به این جریان، ما را بر آن داشت تا با وی گفتگویی ترتیب دهیم.

حجت‌الاسلام کهوند: سواد رسانه در طول قرن بیستم و در کشورهای گوناگون مطرح‌شده است. دانش سواد رسانه، دانشی بین‌رشته‌ای است که نهایتاً خود را به‌عنوان مبحثی مستقل به کتب آموزش‌ و پرورش رساند. کشورهای انگلیسی‌ زبان خصوصاً، انگلستان، کانادا و آمریکا خود را پیشگام مباحث سواد رسانه می‌دانند. در دهه 1930، چنین مباحثی در انگلستان آغاز به شد. در آن برهه بیشتر بر خطرات رسانه‌ها و تهدیداتی که متوجه فرهنگ عمومی است، تأکید می‌شد.

این روند تا 1960 ادامه داشت تا اینکه تغییر بنیادینی در شیوه کار ایجاد شد. متولیان تصمیم گرفتند به‌ جای تأکید بر خطرات رسانه‌ها و برخورد با آن، فرهنگ عمومی را تقویت کنند تا مردم شیوه مواجهه با رسانه‌ها را آموخته و بیش از آنکه از رسانه‌ها آسیب بپذیرند، بهره‌برداری کنند. تا اوایل 1970 نیز، به دلیل غلبه تصویر در رسانه‌ها و درک قدرت تأثیرگذاری تصویر بر مخاطبان، بیشترِ مباحثِ سواد رسانه، به تصاویر و بازنمایی تصاویر معطوف می‌شد.

پس از ورود فیلم در دهه 1970 و شتاب تولید و پخش آن، محتوای مربوط به مطالعات رسانه برای رده سنی 14 تا 19 سال در نظر گرفته شد. اسکاتلند به دلیل استقلال نظام آموزشی از بریتانیا، از 1980 چنین مباحثی را در حوزه مطالعاتی و آموزشی خود گنجاند. سرانجام در سال 1990، سواد رسانه به‌عنوان درس رسمی، در نظام آموزش‌ و پرورش انگلستان قرار داده شد. لازم به ذکر است انگلستان در بحث سواد رسانه بسیار فعال است و مراکز متعددی مانند موسسه فیلم بریتانیا، انگلیسی و مرکز رسانه، آموزش فیلم مرکز مطالعات کودکان، جوانان و رسانه‌ها، در موسسه آموزش‌ و پرورش لندن و مرکز «دی. اِی. آر. ای» (آموزش و تحقیقات هنرهای دیجیتال) با همکاری موسسه فیلم بریتانیا و دانشگاه کالج لندن را برای تولید و انتشار این دانش راه‌اندازی کرده است.

در آمریکا نیز، معلمانِ زبان انگلیسی، از فیلم برای توسعه منابع آموزشی و تفکر انتقادی استفاده کردند که البته با مباحث سواد رسانه اختلافاتی داشت. در دهه 50 و 60 میلادی، با رویکرد سواد رسانه، معلمان از فیلم برای آموزش مفاهیم برخی کلمات مانند محو شدن، منحل شدن و زوم به کودکان استفاده کردند. پس‌ از آن، طی سال‌های 1970 و 1980 میلادی و با گرایش عموم مردم به استفاده از رسانه‌های جمعی و تأثیر نامطلوب آن بر فرهنگ عمومی، معلمان تلاش کردند تا استفاده از رسانه‌های جدید را به‌عنوان ابزارهای آموزشی کاهش دهند و بیشتر از همان روش‌های سنتی مبتنی بر صنعت چاپ استفاده کنند.

سرانجام در اوایل 1990 میلادی و در چارچوب کتب درسی، سواد رسانه رسماً وارد نظام آموزشی آمریکا شد. محتوای سواد رسانه در آمریکا شامل تمرکز بر اخبار، تبلیغات، مسائل مربوط به نمایش و مالکیت رسانه‌ای است. اکنون علاوه بر کشورهای یادشده، آفریقای جنوبی، استرالیا، هند، هلند، ایتالیا، یونان، اتریش، روسیه و سوئیس در این زمینه سرمایه‌گذاری ویژه‌ای کرده‌اند. سازمان‌های بین‌المللی مانند یونسکو نقش مهمی در حمایت از سواد رسانه‌ای و اطلاعاتی خصوصاً در آموزش‌وپرورش ایفا کرده‌اند. در سال‌های گذشته یونسکو منابع آموزشی را به جهت کمک به معلمان سواد رسانه توسعه داده است. این سازمان در همین راستا روش‌های آموزشی و برنامه‌های درسی مناسب را نیز تدوین کرده است. در حقیقت یونسکو برای جهانی‌سازی این دانش، از هیچ تلاشی فروگذار نکرده است.

سؤال: سواد رسانه‌ای در ایران از چه سالی جدی گرفته شد؟

حجت‌الاسلام کهوند: طی سال‌های اخیر نیز این مبحث در مجامع علمی ایران مطرح شد. در ابتدا اساتید با مصاحبه و نگارش مقاله تلاش می‌کردند اهمیت و ضرورت پرداختن به این موضوع را تبیین کنند. چندی بعد کتاب‌های سواد رسانه یکی پس از دیگری به رشته تحریر درآمد. در نهایت نیز همچو بسیاری از کشورها، کتاب درسی با عنوان تفکر و سواد رسانه در سال 1395 وارد نظام آموزش‌ و پرورش کشور شد. نکته قابل‌توجه آنکه اسلوب کلی و قواعد اصلی چنین مباحثی در تمام کشورها تقریباً یکسان است و تنها در برخی مباحث و با توجه به ارزش‌ها و فرهنگ حاکم، اندکی تفاوت احساس می‌شود.

سؤال: شما در برخی از سخنرانی‌هایتان از کلیدواژه بصیرت رسانه‌ای به‌جای سواد رسانه‌ای استفاده می‌کنید علت این کار چیست؟

حجت‌الاسلام کهوند: قبل از آنکه به تعریف بصیرت رسانه بپردازیم، باید چشم‌انداز روشنی از بصیرت رسانه‌ای داشته باشیم. به همین جهت لازم است وجه افتراق و تفاوت سواد رسانه و بصیرت رسانه را روشن سازیم. سواد رسانه با بصیرت رسانه‌ای تفاوت‌های زیادی دارد. برخی از مهم‌ترین تفاوت‌ها عبارت است از:

  1. مخاطب سواد رسانه تنها کاربران، ولو کاربر عادی هستند اما مخاطب بصیرت رسانه‌ای، شامل کاربران عادی، نخبگان و مسئولان کشوری هستند.
  2. در سواد رسانه‌ای به کاربران تکالیفی می‌دهند که غالب آن برای کاربران عادی رسانه (که عموم مردم این گونه‌اند) غیرقابل اجرا است. حتی برخی راهکارها و تکالیف و بایدها و نبایدها را نخبگان سواد رسانه‌ای نیز نمی‌توانند اجرا کنند، اما در بصیرت رسانه، مطابق آیه شریفه لا یکلف الله نفساً الا وسعها، به‌تناسب توان مخاطب، راهکار و تکلیف بیان می‌شود.
  3. محور فعالیت در سواد رسانه، اومانیسم و علوم انسانی غربی است، درحالی‌که محور فعالیت در بصیرت رسانه‌ای، دین و خصوصاً احکام فقهی است. به‌بیان‌دیگر، در بصیرت رسانه، محور تولید، توزیع، مصرف، تحلیل و آنچه مربوط به اطلاعات و ارتباطات شود، دین و آموزه‌های دینی است.
  4. اساتید سواد رسانه معتقدند که معضلات موجود (اگر قائل باشند که معضلی وجود دارد)، ناشی از فعالیت نادرست کاربران (خواه به دلیل نداشتن فرهنگ و یا سواد رسانه) است؛ درحالی‌که در آموزه‌های بصیرت رسانه، معضلات رسانه شامل نحوه مدیریت، ساختار، فرایند تولید، توزیع و مصرف، ویژگی‌های کاربر و محتوای موجود در رسانه است.
  5. غالب اساتید سواد رسانه و به‌طورکلی ماهیت سواد رسانه، نه‌تنها اعتقادی به مواجه سلبی با برخی رسانه‌ها ندارند، بلکه علاوه بر بیهوده و لغو دانستن این عمل، از مسئولان خواستار تسهیل دسترسی به همه رسانه‌های جهانی هستند. اما مبتنی بر آموزه‌های بصیرت رسانه، با توجه به اصل امربه‌معروف و نهی از منکر و واقعیات زندگی بشری، علاوه بر پیگیری امور ایجابی، به‌شدت به مواجهه سلبی با هر رسانه فاسد معتقد بوده و برای مسدودسازی آن، تلاش می‌شود.
  6. مروجان سواد رسانه‌ای معتقدند با فرهنگ‌سازی در حوزه کاربری می‌توان بر معضلات فعلی رسانه‌ها توفیق یافت. اما اساتید بصیرت رسانه‌ای بر اساس شواهد و مستندات فراوان، معتقدند صرف سرمایه‌گذاری در حوزه کاربری و آموزش سواد رسانه، کمتر از 5 درصد از معضلات رسانه را نخواهد کاست.
  7. بر اساس مبانی سواد رسانه، دهکده جهانی با رهبری صهیونیزم بین‌الملل و رژیم آمریکا را حداقل در حوزه رسانه را باید پذیرفت و نمی‌توان متعرض محتوای منتشر شده (اعم از سالم و فاسد) از سوی رسانه‌ها گشت. اما بر اساس مبانی بصیرت رسانه، باید با کسب استقلال در حوزه رسانه و بسط جهانی آن، هژمونی رسانه‌ای صهیونیزم بین‌الملل را درهم شکست و نباید به‌هیچ‌عنوان اجازه دسترسی رسانه‌های شرق و غرب به کاربران بومی را داد.
  8. در سواد رسانه، تفاوت سطح دسترسی مدیر و لوازم آن دیده نمی‌شود اما در بصیرت رسانه این واقعیات به عینه بیان می‌شود.
  9. در آموزه‌های سواد رسانه، بدون واکاوی علل و عوامل ایجاد آسیب توسط رسانه‌ها، به‌صورت غیر کارشناسی، راهکارهایی در سطح کاربران ارائه می‌شود. اما کارشناسان بصیرت رسانه، پس از بررسی دقیق عوامل و علل ایجاد آسیب توسط رسانه‌ها، راهکارها به‌صورت جامع و در 5 سطح مسئولان، تولیدکنندگان (اعم از محتوا، خدمات، سخت‌افزار و نرم‌افزار) نخبگان، خانواده‌ها و کاربران ارائه می‌کنند.
  10. آموزه‌های سواد رسانه کمتر در حوزه مدیریت رسانه متمرکز است. به حوزه دشمن‌شناسی، اصول، مبانی، روش‌های تأثیرگذاری بر مخاطبان و جایگاه رسانه در جنگ‌های هیبریدی توجه بسیار کمی می‌شود. همچنین مسئله مهم وحدت مدیریت رسانه مورد غفلت واقع می‌شود. اما در بصیرت رسانه، به تمامی موارد فوق، به‌صورت جامع و کامل پرداخته می‌شود.
  11. اساتید سواد رسانه معتقدند کاربران با تجهیز خود به سواد رسانه، می‌توانند اراده خود را بر مدیران و گردانندگان رسانه، خصوصاً رسانه‌های نوظهور متعلق به دشمنان، تحمیل نمایند (بدون عوض شدن ساختار و مدیریت). کارشناسان بصیرت رسانه‌ای، چنین ادعایی را توهمی بیش ندانسته و معتقدند سپردن عموم کاربران (ولو مجهز به سلاح سواد رسانه باشند!) به رسانه‌های متعلق به دشمنان، مانند رهاسازی مردم در جنگل پر از درندگان وحشی است.
  12. در آموزه‌های سواد رسانه، اصل بر استفاده از رسانه بوده و صرفاً در کیفیت استفاده از رسانه مناقشه می‌شود. اما در آموزه‌های بصیرت رسانه در اصل استفاده و نوع استفاده از رسانه مناقشه می‌شود.
  13. در سواد رسانه الگویی برای رسانه مطلوب ارائه نمی‌شود (چون خود را متصدی آن نمی‌داند) اما در بصیرت رسانه، معتقد است باید الگوی رسانه مطلوب برای اسلام و انقلاب اسلامی داشته باشیم و بر اساس آن رسانه‌ها را طراحی کرده و در اختیار کاربران قرار دهیم.
  14. سواد رسانه بدون توجه به انسان‌شناسی و نقاط ضعف، قوت و نیازهای واقعی انسان‌ها، اصول آموزه‌های خود را بنانهاده است. اما در بصیرت رسانه، به این موارد توجه ویژه شده، و بر اساس آن، اظهارنظر می‌شود.

سؤال: با توجه به این تفاوت‌ها تعریف کلی شما از " بصیرت رسانه‌ای " چیست؟

حجت‌الاسلام کهوند: بصیرت رسانه‌ای یعنی هر فرد در جایگاه حاکمیتی، نخبگانی و کاربری ضمن داشتن بینش واقع‌بینانه به رسانه‌ها و حقایق مرتبط با آن، مواجهه‌ای دینی و مبتکرانه داشته باشد. این مواجهه گاهی به پذیرش صددرصدی، گاهی رد صددرصدی و گاهی نیز منجر به پذیرش بخش مفید رسانه می‌شود؛ بنابراین تعریف، بصیرت رسانه دارای سطوح مختلفی است که عبارت است از:

  1. حاکمیت: بصیرت رسانه‌ای در حوزه حاکمیتی عبارت است از: ایجاد زمینه برای فعالیت سالم رسانه‌ها مطابق قانون و شرع و ایجاد زمینه برای جلوگیری از هر نوع فعالیت ناسالم رسانه‌ای. به‌عبارت‌دیگر: رصد رسانه‌ای و ایجاد شرایط لازم برای برخورد مبتکرانه حاکمیت با جریان‌های رسانه‌ای معاند قبل از ورود به کشور، توجیه عموم مردم و ایجاد آمادگی عمومی برای برخورد فعال و مؤثر با رسانه‌ها و جریان‌های رسانه‌ای معاند و همچنین زمینه‌سازی برای فعالیت سالم عموم مردم در رسانه‌ها، از لوازم بصیرت رسانه‌های در حوزه حاکمیت کشور است.
  2. نخبگان: آینده‌پژوهی، شناخت جریان‌های رسانه‌ای و روش‌های جریان سازی دشمنان، شناخت صحیح و جامع از وضعیت موجود، هدایت عموم مردم به سمت رسانه‌های سالم و مطلوب، تولید علوم ارتباطی اسلامی – ایرانی، تولید دانش فقه رسانه و ارتباطات، ارائه راهکار درزمینه‌ی شیوه مواجهه هوشمندانه و مبتکرانه با رسانه‌ها به حاکمیت و مردم، داشتن نگاه جامع و کل‌نگر به همراه نگاه جزءنگر (یک ایراد اساسی این است که نخبگان فعال در محیط مجازی خود و توانمندی‌های خود را می‌بینند و به عموم افراد توجه ندارد. مثلاً در بحث نماز جماعت، امام جماعت باید حال عموم نماز گذاران را در نظر بگیرد و نماز بخواند تا کسی مشکلی پیدا نکند)، ویژگی نخبه دارای بصیرت رسانه است.
  3. کاربران: انتخاب رسانه سالم، تنظیم زمان و مکان استفاده، مراجعه به سالم‌ترین و کاربردی‌ترین رسانه، از ارکان بصیرت رسانه برای کاربران است.

سؤال: به نظر شما روند فعلی سواد رسانه‌ای دنیا و ایران کارآمداست؟

حجت‌الاسلام کهوند: بیش از 80 سال از طرح اولیه مباحث سواد رسانه می‌گذرد. در این مدت، جلسات، سمینار و اجلاس زیادی تشکیل‌شده و مقالات، کتب و بروشور متعددی به رشته تحریر درآمده است. علت ورود جدی بسیاری از کشورها نیز در دو نکته مهم خلاصه می‌شود:

الف) استفاده از فرصت‌های رسانه‌ها ب) کاهش تأثیرات مخرب رسانه‌ها

شاید بتوان این ادعا را از تعریف سواد رسانه نیز استخراج کرد. همانند بسیاری از علوم، تعاریف متعددی برای سواد رسانه بیان‌شده است. شاید بتوان تعاریف زیر را از جامع‌ترین تعاریف موجود به شمار آورد:

جیمز پاتر در تعریف سواد رسانه می‌گوید: «سواد رسانه‌ای» مجموعه‌ای از چشم‌اندازها است که ما به‌طور فعالانه برای قرار گرفتن در معرض رسانه از آن‌ها بهره‌برداری می‌کنیم تا معنای پیام‌هایی را که با آن‌ها مواجه می‌شویم تفسیر کنیم. در تعریف دیگری نیز سواد رسانه این‌گونه تبیین گشته است: «سواد رسانه‌ای» در یک تعریف بسیار کلی عبارت است از یک نوع درک متکی بر مهارت که بر اساس آن می‌توان انواع رسانه‌ها و انواع تولیدات آن‌ها را شناخت و از یکدیگر تفکیک و شناسایی کرد.

از سوی دیگر معمولاً اساتید سواد رسانه برای بیان اهمیت آموزش و یادگیری این دانش استدلالاتی را بیان می‌کنند که برخی از مهم‌ترین آن‌ها عبارت است از:

  1. برای اینکه مخاطب بتواند درباره‌ی محتوای رسانه قضاوتی مستقل داشته باشد، باید بتواند پیام‌های رسانه را ادراک کند. برخلاف تصور رایج، درک پیام‌های رسانه‌ای و اساساً شیوه‌ی رفتار با رسانه، به دانش و مهارت خاصی نیاز دارد. این دانش، سواد رسانه است.
  2. سواد رسانه به کاربران و مخاطبان رسانه می‌آموزد که مهارت لازم برای تفکر انتقادی درباره‌ی منبعی که از آن اطلاعات دریافت می‌کند را به دست آورد. به‌وسیله این دانش مخاطبان به درجه خود رهبری از طریق فرایندهای استدلال، تحلیل، مفاهمه و مهارت‌های ابزار وجود می‌رسند.
  3. سواد رسانه‌ای به تقویت مهارت‌های حل مسئله و شکوفایی خلاقیت انسان‌ها کمک می‌کند و از افراد جامعه سوژه‌هایی فعال، مشارکت‌جو، منتقد، دیرباور، پرسشگر و مقاوم در برابر انواع پیش‌داوری‌ها، کلیشه‌ها و سایر تلقینات رسانه‌ای می‌سازد.
  4. سواد رسانه‌ای به افراد توانایی می‌بخشد تا ضمن اینکه متفکرانی منتقد باشند، خود نیز به مولدان خلاق پیام‌ها تبدیل شوند. در این صورت مخاطبان قدرت کنترل برنامه‌های رسانه را به دست می‌آورند. این بدان معنی است که مردم به‌جای اینکه به مصرف‌کنندگانی پیچیده تبدیل شوند، به شهروندانی پیچیده، یعنی شهروندانی آگاه و با ظرفیت‌های موردنیاز جامعه‌ی امروز تبدیل می‌شوند

این موارد هم به‌ضرورت دسترسی، توسعه و ترویج رسانه اشاره می‌کند و هم به فوایدی اشاره می‌کند که می‌تواند به‌عنوان هدف تفهیم و تفاهم سواد رسانه محسوب شود. چنین ادعاهایی، به‌تفصیل و کراراً در طول تاریخ حدوداً 80 ساله سواد رسانه در دنیا تکرار می‌شود.

حاکمیت مطلق رسانه (خصوصاً رسانه‌های نوین) در اختیار شرکت‌های چندملیتی و عمدتاً صهیونیستی (به اعتبار کشورها آمریکا، ژاپن، کانادا و انگلستان) است. قطعاً و یقیناً حاکمان رسانه‌ها برای نیل به مقصود خود (هر مقصودی) به دنبال تأثیرگذاری بر مخاطب‌اند و سواد رسانه می‌خواهد نه‌تنها این تأثیرگذاری را کاهش دهد، بلکه روند تأثیرگذاری را به‌عکس کند؛ یعنی مردم بر رسانه تأثیرگذار باشند. در حقیقت ترویج سواد رسانه نقض غرض حاکمان رسانه است.

سؤالی که به ذهن متبادر می‌شود آن است که چرا مالکان و حاکمان رسانه، به دنبال ترویج سواد رسانه هستند؟

اگر از دور نگاهی به مجموع این فعل‌وانفعالات بیندازیم متوجه می‌شویم استکبار جهانی به رهبری آمریکا، انگلستان و صهیونیزم بین‌الملل توانسته است همه را متقاعد کند که وجود رسانه‌ها را به هر کیفیتی که بود باید پذیرفت؛ صرف‌نظر از اینکه چه چیزی ترویج می‌کنند، چگونه عمل می‌کنند و از چه روش‌هایی بهره می‌گیرند. هیچ‌کس نباید متعرض رسانه‌ها شود بلکه باید تنها مردم را برای مواجهه هوشمندانه و مدبرانه با این پدیده غیرقابل تغییر، تجهیز کنیم. بر همین اساس این جملات امروزه بسیار شنیده می‌شود:

  1. آیا می‌توان در مقابل فناوری نوین ارتباطی ایستاد؟
  2. حتی اگر امکان ایستادن در مقابل فناوری (البته از نوع مخرب) وجود داشته باشد، آیا چنین کاری عاقلانه است؟ آن‌هم در شرایطی که می‌بینیم اگر جلو یک فناوری را بگیرید، چندی بعد قدرتمندتر از آن ایجاد می‌شود.
  3. امکان کنترل محتوای رسانه‌ها وجود ندارد؛ زیرا باوجود کثرت رسانه‌ها، نظارت متمرکز برای کنترل درون‌ده آن‌ها، روزبه‌روز سخت‌تر شده و به مشکل سابق می‌افزاید.
  4. آیا گریزی از آسیب‌های ناشی از رسانه‌ها و فناوری‌های جدید وجود ندارد؟ نمی‌توان حداقل تعداد قربانیان رسانه‌های نوین را باسواد رسانه کاهش داد؟

این سؤالات ناشی از تفکری است که وجود رسانه‌ها را فارغ از سالم یا فاسد بودن و مفید یا مضر بودن می‌پذیرد و برای کاهش معضلات رسانه‌ها، به سواد رسانه‌ای متمسک می‌شود که مروجش حاکمان رسانه‌اند! شاید اساتید و نویسندگان سواد رسانه خودشان به این نکته توجه نکرده‌اند که مروج این تفکر استکباری هستند.

آیا تابه‌حال ارزیابی جدی از نتیجه عملکرد این دانش انجام‌گرفته است؟ آیا تابه‌حال کشورهایی مانند کانادا، ژاپن، آمریکا و انگلستان به‌عنوان پیشگامان سواد رسانه توانسته‌اند به اهداف مدنظر این دانش دست یابند؟ به‌عبارت‌دیگر، سواد رسانه آن‌گونه که بیان می‌شود می‌تواند اثربخش باشد؟

شناسایی شیوه استفاده از رسانه‌های نوین در گستری جهانی از یک‌سو و ایران و آمریکا به‌طور خاص از سویی دیگر، کارآمدی و یا ناکارآمدی سواد رسانه را روشن می‌کند؛ در اینجا اشاره‌ای کوتاه به آمار استفاده از فضای مجازی در کشور کانادا می‌شود.

نگاهی به جستجوی کاربران کانادایی در گوگل (وب، تصویر و فیلم) حاکی است که در بین واژه‌های برتر، واژه‌ای علمی، سیاسی و فرهنگی یافت نمی‌شود:

فهرست 10 جستجوی برتر کانادایی‌ها در قسمت «وب» گوگل عبارت است از: «فیس‌بوک»، «یوتیوب»، «گوگل»، «یو»، «وِدِر»، «هات میل»، «کی.جی.جی»، «نیوز»، «گیمز» و «یاهو».

فهرست 10 جستجوی کانادایی‌ها در قسمت «تصاویر» گوگل عبارت است از: «گِیرلز»[1]، «کانادا»، «سکسی»، «کوتس»[2]، «لاو»[3]، «داگ»[4]، «کَت»[5]، «اَس»[6]، «استار»[7] و «تومبلر»[8].

فهرست 10 جستجوی برتر کانادایی‌ها در قسمت «فیلم» گوگل به‌قرار زیر است: «موزیک»، «دَون»[9]، «بی‌بی»[10]، «بیبر»[11]، «اِمینم»[12]، «فانی»[13]، «دارک»[14]، «ماینکرفت»[15]، «ریحانا»[16] و «تیلور سوئیفت»[17].

البته این الگو در مورد سایر خدمات فضای مجازی مانند شبکه‌های اجتماعی نیز وجود دارد. جالب است بدانیم در لیست 10 جستجوی اول مردم آمریکا، ایران، ژاپن، انگلستان و در مجموع کاربران جهان، از لحاظ موضوعی، 90 درصد مشابهت و از لحاظ مصداقی بیش از 50 درصد مشابهت وجود دارد! در حقیقت بین رفتار کاربران شرقی و غربی فضای مجازی و دارندگان سواد رسانه و آنانی که از این دانش بی‌بهره هستند، تفاوت محسوسی مشاهده نمی‌شود!

حال به آمار دیگری که دومین سایت مستهجن دنیا ارائه می‌کند، نگاهی می‌اندازیم. در فهرست 20 کشور اول مراجعه‌کننده به این سایت، آمریکا، انگلستان، کانادا، هند و ژاپن اول تا پنجم هستند. آمریکا و انگلستان در سال 2015 حائز رتبه اول و دوم بودند و این جایگاه را حفظ کردند؛ اما کانادا از رتبه چهارم، به سوم رسید.

باید بدانیم ژاپن برای حفظ فرهنگ و تمدن بومی‌اش از نفوذ فرهنگ بیگانه، ابزارها و منابع زیادی را در اختیار مردم و نخبگان خود قرار داده است. این کار برای چند هدف صورت می‌پذیرد:

  1. به مردم خود نشان دهند که چطور می‌توان یک واقعیت را وارونه نمایش داد که باورپذیر باشد و یا گوشه‌ای از آن را به نفع خود تحریف کرد.
  2. با در نظر گرفتن آموزش‌های لازم، قدرت استدلال و تجزیه‌وتحلیل عموم افراد را افزایش دهند.
  3. فرهنگ ژاپنی را در قالب‌های مختلف رسانه‌ای (فیلم، کارتون، موسیقی، بازی‌های رایانه‌ای و ...) هم به مردم خود و هم به جهانیان نمایش دهند.

جالب است بدانیم ژاپن در سال 2015، دوازدهمین کشوری بود که به این سایت مراجعه می‌کرد؛ اما با تمام تلاش‌هایی که فرهنگ‌سازان ژاپنی به کاربردند، در پایان سال 2016، رتبه پنجم و در سال 2018، رتبه چهارم را به خود اختصاص داد.

سؤالی که در اینجا مطرح می‌شود آن است که علی‌رغم وجود آزادی‌های نسبی جنسی در کشورهای یادشده و آموزش سواد رسانه در سطوح عالی به کاربران فضای مجازی و عموم مردم، چرا با چنین آماری مواجه هستیم؟ چرا جستجوهای غیراخلاقی و یا صرفاً سرگرم‌کننده، غالب جستجوهای کاربران را تشکیل می‌دهد؟ درمجموع رفتار کاربرانی که در کشورهایی که سواد رسانه‌ای را از سال‌های دور آموزش‌دیده‌اند با کشورهایی که سواد رسانه‌ای را آموزش نداده‌اند، تفاوتی نمی‌کند.

سؤال: یعنی آموزش فعلی رایج سواد رسانه در کشور را کم‌فایده می دانید؟

حجت‌الاسلام کهوند: باید دانست اجرای مفاد سواد رسانه برای عموم کاربران بسیار صعب و مشکل است. بنا بر ادعای برخی اساتید سواد رسانه، این دانش دو ویژگی مهم دارد:

  1. 1. پیوستار است و نه مقوله؛ سواد رسانه‌ای، موضوعی نیست که دایر بین نفی و اثبات بوده و افراد در مقایسه با آن به دودسته‌ی حائز سواد رسانه‌ای و فاقد آن تقسیم شوند؛ بلکه افراد در مقایسه با آن هریک درجات مختلفی از سواد رسانه‌ای را دارا هستند و در این پیوستاری که شبیه دماسنج هست، جایگاهی را اشغال می‌کند. کسانی که در سطح‌های پائین این پیوستار قرار دارند چشم‌اندازهای ضعیف و محدودی به رسانه‌ها داشته و دانش آن‌ها چشم‌اندازهای کافی را برای استفاده در تفسیر معنای پیام‌های رسانه‌ای، فراهم نمی‌کند.
  2. 2. چندبعدی است؛ سواد رسانه‌ای مستلزم آن است که در ابعاد گوناگون، اطلاعات کسب کنیم. این ابعاد عبارت‌اند از: بُعد شناختی، احساسی، زیبائی‌شناختی و اخلاقی.

حوزه‌ی شناختی به اطلاعات واقع‌بینانه دلالت دارد؛ مانند تاریخ‌ها، اسامی، تعاریف و ... این‌گونه از اطلاعات، در مغز مستقر هستند. اطلاعات حوزه‌ی احساسی که حاوی اطلاعاتی درباره احساساتی مثل عشق، نفرت، خشم و ... هست، در قلب مستقر است و جایگاه اطلاعات حوزه زیبائی‌شناختی که حاوی اطلاعاتی درباره‌ی روش تولید پیام است را باید در چشم‌ها و گوش‌ها دانست. جایگاه اطلاعات عرصه‌ی اخلاقی هم که شامل اطلاعاتی درباره‌ی ارزش‌ها است، در ضمیر و روح انسانی مستقر است. ساختار قدرتمند دانشی، باید حاوی اطلاعاتی از هر چهار حوزه‌ی مذکور باشد و اگر یک نوع اطلاعات موجود نباشد، ساختار دانش، ضعیف می‌شود؛ که درنتیجه‌ی آن، سواد رسانه‌ای که از همین ساختارها تشکیل‌شده، ضعیف خواهد شد و نمی‌توان به‌درستی، نارسایی‌های پیام رسانه‌ای را تشخیص داد.

آیا عموم کاربران رسانه (نه همه آنان) می‌توانند این حجم از اطلاعات را داشته باشند؟ آیا عموم کاربران می‌توانند اطلاعات پراکنده خود را بر مصادیق موجود در فضای مجازی تطبیق دهند؟ چرا اندیشمندان بار زحمت فراوانی را بر دوش کاربران قرار می‌دهند و به دنبال ارائه شاخص و الگویی برای داشتن رسانه سالمِ اسلامی – ایرانی نیستند؟ چرا برای راه‌اندازی چنین رسانه‌ای لااقل به‌اندازه‌ای که برای سواد رسانه همت می‌گمارند، تلاش نمی‌کنند؟

به‌عبارتی‌دیگر سواد رسانه‌ای، مطابق آنچه اساتید سواد رسانه ادعا می‌کنند، اصلاً شدنی نیست، شما یک استاد و تحلیلگر رسانه را معرفی کنید که در زمینه‌های مختلف مانند بازی، پویانمایی، موسیقی، خبر، گزارش، سینما، رادیو، تلویزیون و...، صاحب‌نظر و کارشناس باشد. برای مثال بنده از سینما چیزی را نمی‌دانم؛ من که عمر خود را در حوزه رسانه گذاشتم تنها در بخشی از حوزه رسانه (فناوری اطلاعات و ارتباطات) مقداری مطلع هستم، مردم که وقت آن را ندارند در همه زمینه‌ها کارشناس و با سواد بشوند؛ اصلاً این موضوع امکان‌پذیر نیست؛ زیرا رسانه دانشی گسترده، چندبعدی و چندلایه است و عموم مردم، توان، وقت و امکان کافی برای کسب تخصص در همه آن‌ها را ندارند. میگویند فردی را دیدند که درون دریا ماست می‌ریخت، به او گفتند چه‌کار می‌کنی؟ گفت دارم دوغ درست می‌کنم! گفتند نمی‌شود. او در جواب گفت: میدانم! ولی اگر بشود، چه می‌شود! مگر می‌شود همه مردم را نسب به همه رسانه‌ها توجیه کنیم؟

 جالب است بدانیم حتی اساتید سواد رسانه و مروجان این دانش غربی، خود نیز چنین توانی ندارند و بعضاً دچار خطاهایی غیرقابل‌اغماض در این زمینه می‌شوند. خطاهایی که نشان‌دهنده آن است که مدعیان این عرصه بعضاً ناتوان از اجرای بدیهی‌ترین اصول سواد رسانه هستند. اتفاقی که در کتاب تفکر و سواد رسانه افتاد، مؤید مدعاست. در این کتاب که برای متوسطه دوم به رشته تحریر درآمد و نویسندگان آن جمعی از برترین اساتید سواد رسانه کشور بودند، تصویر یکی از فاسدترین از بازیکنان فوتبال جهان با ملیت انگلیسی در قطعی متوسط به نمایش درآمده که حاوی خال‌کوبی حاوی محتوای غیراخلاقی بر روی دستانش است. سؤال این است که چرا تصویر این بازیکن فاسد به نمایش درآمده و ثانیاً چگونه اجازه نشر این تصویر که خود حاوی تصویری مبتذل است داده شده است؟ چطور اساتید فن متوجه تصویر مبتذل نشدند؟

از سوی دیگر، سواد رسانه نه‌تنها خود را متکفل تقویت بعد اخلاقی مخاطبان نمی‌داند و نظام ارزشی مخاطبان خود را تقویت نمی‌کند؛ بلکه نظام ارزشی جدیدی مبتنی بر آموزه‌های یونسکو تعریف می‌کند که بیشتر بر ایدئولوژی اومانیستی و لیبرالیستی استوار است.

نیز باید بدانیم سواد رسانه، در بهترین حالت، امکان فهم زبان رسانه را به مخاطبان خود هدیه می‌کند. آنچه موجب امکان قضاوت صحیح درباره خوب و یا بد بودن یک محصول رسانه‌ای می‌شود، توان فهم زبان رسانه نیست، بلکه، ایدئولوژی، نظام فکری و جهان‌بینی افراد است. برای نمونه اگر یک فیلم خاص را (شکارچی شنبه) یک تحلیلگر صهیونیست و مسلمان ضد صهیونیست ببینند، دو گزارش متضاد و در مقابل یکدیگر خواهیم داشت. آنچه موجب تحلیل متفاوت شده است، سواد رسانه نیست، بلکه مبانی اعتقادی و جهان‌بینی این دو نفر است.

نکته سوم آنکه، به دلیل بی‌بهره بودن عموم مردم جهان از سواد رسانه‌ای یونسکو، میزان اثرگذاری رسانه‌ها بر مخاطبین، کمتر از آنی است که صاحبان رسانه انتظار دارند. زیرا همه مفاهیمی که تولیدکنندگان محصول رسانه‌ای در آن گنجانده‌اند را نمی‌توانند درک کنند تا تأثیر بپذیرند. به همین دلیل، صاحبان رسانه، با ترویج سواد رسانه، به دنبال تجهیز مخاطبان به قدرت درک مفاهیم پیدا و پنهان رسانه هستند تا بتوانند تأثیرگذاری حداکثری بر مخاطبان خود داشته باشند. همان‌گونه که بیان شد، ملاک خوب و یا بد بودن یک محصول رسانه‌ای نیز، سواد رسانه نیست، بلکه باورها، اعتقادات و نظام ارزشی مخاطب است. به نظرم بی‌توجهی به تقویت جهان‌بینی اسلامی مخاطبان و اصرار بر بالا بردن سواد رسانه‌ای آنان مطابق با آموزه‌های یونسکو، نه‌تنها مفید نیست بلکه مضر هم است. ابتدا باید جهان‌بینی افراد را در سطح مطلوب قرار داد و در ادامه به دنبال افزایش توان فهم زبان رسانه‌ها بود.

 

[1]. دختر.

[2]. عکس نوشته.

[3]. عشق.

[4]. سگ.

[5]. گربه.

[6]. مقعد.

[7]. ستاره.

[8]. نام یک شبکه اجتماعی.

[9]. گروه موسیقی.

[10]. کودک.

[11]. نام یک خواننده رپ.

[12]. نام یک خواننده رپ.

[13]. جالب.

[14]. نام یک خواننده.

[15]. نام یک بازی.

[16]. نام یک خواننده.

[17]. نام یک خواننده.

توییتر صفحات شبکه تلویزیونی «المنار» را مسدود کرد

  • ۱۹۴

شبکه اجتماعی توییتر حساب کاربری شبکه تلویزیونی المنار، وابسته به جنبش مقاومت حزب‌ الله لبنان را مسدود کرد.

فیلترینگ در جهان

  • ۲۵۰

اسرائیل با فیلتر بیش از 97 درصد از پایگاه‌های اینترنتی، بیشترین و قوی‌ترین سیستم فیلترینگ جهان را دارد و بعدازآن به ترتیب کشورهای انگلستان با 70 درصد، فرانسه با 66 درصد و آمریکا با 36 درصد، فیلترینگ را در کشور خود اعمال کرده‌اند. این آمار در ایران کمی بیشتر از 20% بوده است. اخیراً نخست‌وزیر انگلستان، با اعلام اجرای طرح اینترنت خانواده‌پسند گفت: باهدف صیانت از حقوق مردم کشورش فیلترینگ را گسترده‌تر اعمال خواهد کرد و سرویس‌دهندگان اینترنت در انگلستان باید تمام مطالب که برای افراد زیر 18سال ممنوع است را از دید تمام کاربران اینترنت در آن کشور دور نگه‌دارند. بعد از دولت بریتانیا، دولت‌های ایسلند، سوئد، دانمارک و بسیاری از کشورهای اروپایی دیگر نیز رسماً اعلام کردند همان رویه را اعمال خواهند کرد. در همان ایام طرح محدودیت بیشتر برای سایت‌های غیراخلاقی در پارلمان آلمان بدون حتی یک رأی مخالف به تصویب نمایندگان همه جناح‌ها رسید. به این معنا که دیگر سایت‌های پورنوگرافی در این کشور تنها فیلتر نمی‌شوند، بلکه باید به‌طور کل از اینترنت آلمان حذف شوند.

دوازده و نیم میلیون محتوای مجرمانه در فضای مجازی

  • ۲۳۲

معاون فضای مجازی دادستان کل کشور از انتشار ۱۲ و نیم میلیون محتوای مجرمانه در فضای مجازی خبر داد

جواد جاویدنیا در همایش ملی سبک زندگی اسلامی - ایرانی گفت: متأسفانه بسیاری از مجرمان فضای مجازی ناشناس هستند.
وی با بیان اینکه در هیچ یک از کشور‌های جهان دسترسی کودکان به اینترنت نامحدود، مورد تأیید نیست، گفت: در برخی کشور‌ها دسترسی کودک به اینترنت نامحدود و محتوای نامناسب موجب سلب صلاحیت خانواده از سرپرستی کودک می‌شود.
جاویدنیا گفت: متأسفانه شاهد پیشنهاد‌های غیراخلاقی به کودکان در فضای مجازی هستیم که تأثیر نامناسبی در روند کلی زندگی آنان می‌گذارد.
معاون دادستان کشور گفت: فضای مجازی نباید امنیت اخلاقی خانواده‌ها را مورد تعرض قرار دهد.
وی افزود: متأسفانه شاهد گسترش سبک زندگی غربی حتی در میان کودکان هستیم که بر اثر تأثیر نامناسب فضای مجازی است.
جاویدنیا گفت: متأسفانه در بسیاری از پرونده‌های غیرمرتبط با فضای مجازی همچون قتل‌های ناموسی، طلاق و تهدید و توهین ردپایی از تأثیر فضای مجازی مشاهده می‌شود.

معاون دادستان کل کشور: منتشرکنندگان شایعات در فضای مجازی شریک جرم هستند

  • ۲۸۰

معاون دادستان کل کشور در امور فضای مجازی گفت : کسانی که شایعات و اخبار دروغ را در فضای مجازی منتشر می کنند، شریک جرم محسوب شده و با آنان برخورد خواهد شد.

دادستان تهران : احتمال رسیدگی به شکایت از وزیر ارتباطات در سال آینده

  • ۲۶۰

احتمال رسیدگی به شکایت از وزیر ارتباطات در سال آینده

دادستان تهران گفت: احتمالا در سال آینده به شکایت از وزیر ارتباطات رسیدگی می شود.

مصاحبه با کارشناس فضای مجازی : حجت الاسلام محمد کهوند

  • ۸۷۶

حجت الاسلام کهوند از پشت پرده فضای مجازی می گوید:

چه کسانی جلوی پاگرفتن پیام رسان ایرانی را می گیرند؟

مرشدخان به نقل از حوزه نیوز/

محمد کهوند: تلگرام مهندسی بازدید می کند. کسانی که ادمین تلگرامی بودند، می دانند که می توانستند در گروه یک نفر به غیر از بقیه محتوا را نبیند؛ یا یک نفر در گروه محتوا بگذارد و مابقی نبینند؛ وقتی ادمین یک کانال تلگرامی می تواند این کار را انجام دهد، مدیر تلگرام نمی تواند؟! می آید در انتخابات این کار را می کند؛ شبهه "آیت الله قتل عام "در کل کشور منتشر می شود؛ اما پاسخ آن به دست مردم نمی رسد.

معاون وزیر آموزش و پرورش: فضای مجازی شهر بی‌قانونی است

  • ۲۹۳

معاون پرورشی و فرهنگی وزیر آموزش و پرورش گفت: فضای مجازی شهر بی‌قانونی است و ۲۰ میلیون نفر زیر ۲۰ سال کاربر اینترنتی هستند که موجب آسیب‌های اجتماعی میان نوجوانان شده است.

ابوذر منتظرالقائم:وزیر ارتباطات رقیب پیام رسان های داخلی است

  • ۱۸۹

کارشناس فضای مجازی ضمن انتقاد شدید از عملکرد وزارت ارتباطات در ایجاد فضایی باز برای رواج اپلیکیشن های مشابه خارجی گفت: وزیر ارتباطات بعنوان رقیب سرویس ها و خدمات داخلی شناخته می شود.

ابوذر منتظرالقائمضمن انتقاد شدید از عملکرد دولت و خاصه وزارت ارتباطات در اعلام آمار دقیق کاربران شبکه های اجتماعی بومی و ایجاد فضایی باز برای رواج اپلیکیشن های مشابه خارجی گفت: «امروز وزیر ارتباطات بعنوان رقیب سرویس ها و خدمات داخلی شناخته می شود و همواره سعی دارد با [اعلام] ناکارآمد بودن و عدم پاسخ دهی به یک نیاز در داخل خود را موجه [نشان دهد].»

وی افزود: «ایشان همواره از ناتوانی داخل برای پاسخگویی استفاده می کند؛ البته [با توجه به سابقه فعالیت در نهادهای امنیتی] ادبیات هوشمندانه ای دارد.»

منتظرالقائم گفت: «ایشان [اینگونه اعلام می کند که] خوشبختانه آمار کاربران پیام رسان های داخلی به ۱۰ میلیون رسیده و خود را از مظان اتهام دور می کند.»

این کارشناس فضای مجازی در ادامه مصاحبه با رادیو گفت وگو اظهار کرد :«کشور و جوانان ما در صنایع های تک قابلیت های خود را نشان دادند، ایرانیان در حوزه تکنولوژی و دانش بسیار آمادگی دارند و سوابق مردم ما نیز در انقلاب اسلامی این مسئله را نشان داده است.»

منتظرالقائم با انتقاد از عملکرد بد دولتی ها با مفاخر حوزه تکنولوژی کشور، ضمن برشمردن دستاوردهای متعدد در این حوزه بدست جوانان ایرانی گفت: «چگونه است که آقایان به این قائل هستند که ما نمی توانیم؟! ارتباط دولت با سرویس و شبکه های خارجی و برخی استارت اپ ها که به خارج متصل هستند و پول و قدرت خارجی و سفارت پشت آن هاست خوب است ولی نگاه شان به داخلی کاملا قهری است.»

منتظرالقائم ادامه داد :«باید به مردم بگوییم دولت از محل فعالیت سرویس های خارجی درآمد هنگفتی به جیب خود واریز می کند و متاسفانه دولت علاقه ای به کنترل صحیح محتوا در فضای مجازی ندارد.»

این کارشناس حوزه سایبر ادامه داد: «بنده از همه پیام رسان های داخلی استفاده می کنم و تقریبا همگی امکانات پولی و بانکی را درون خود پیاده سازی کرده اند؛ چون نظام بانکی اجازه نمی دهد تبادلات ما روی ابر خارجی قرار گیرد.»

منتظرالقائم با بیان اینکه کاربران فعال پیام رسان های داخلی بیش از ۱۰ میلیون نفر هستند، گفت: «همه پیام رسان های داخلی در حال تغییر و تحول هستند و این مسئله را بعنوان یک نظر کارشناسی بیان می کنم. همچنین حجم مخاطب بیشتر در سروش مستقر و فعالیت آی-گپ و بله بسیار پر رنگ است.»

حجت الاسلام فروهر: قوانینی برای مدیریت رسانه و فضای مجازی تصویب شود

  • ۳۳۷

کارشناس سواد رسانه با بیان اینکه اکنون فضای مجازی با این گستردگی باید قطعا قانونی برای آن باشد گفت: در بخش کلان باید برای مدیریت رسانه و فضای مجازی قانونی تصویب شود.

دادستان کل کشور : حرکت مسئولان در مدیریت فضای مجازی کند است/ لزوم راه اندازی شبکه فضای مجازی ملی

  • ۳۰۱

دادستان کل کشور با تاکید بر اینکه متاسفانه حرکت مسئولان اجرایی در رابطه با مدیریت فضای مجازی کند است، گفت: پرونده های جرائم فضای مجازی بسیار است و در هر هفته تعداد زیادی از شبکه ها فیلتر و بسته می شود.

شبکه ملی اطلاعات گامی موثر در تصرف فضای مجازی است

  • ۳۰۰

کارشناس فضای مجازی اظهار داشت: شبکه ملی اطلاعات ارتباط ما را با اینترنت جهانی قطع نمیکند بلکه باعث چیرگی ما بر فضای مجازی می شود و میتوانیم امنیت مجازی کشور را تامین کنیم.

حجت الاسلام محمد کهوند : تنها راه پیروزی در فضای مجازی ابتکار است / مفتاح : دولت اهمیت فضای مجازی رادرک نکرده است

  • ۳۰۸

شب گذشته مناظره دانشجویی با حضور کارشناسان فضای مجازی در دانشگاه یزد برگزار شد و دو گروه در خصوص اهمیت فضای مجازی و بومی سازی آن در کشور مطالبی را ارائه کردند.

پاسخ به شبهات و سوالات